الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
146
الغدير ( فارسي )
طبرى و در صفحهء 397 به نقل از حافظان ششگانه : « ابى اسحاق » و « ابن جرير » و « ابن ابى حاتم » و « ابن مردويه » و « ابى نعيم » و « بيهقى » . و ابن ابى الحديد در صفحهء 254 جلد 3 « شرح نهج البلاغه » و جرجى زيدان مورخ نيز در صفحهء 31 جلد 1 « تاريخ تمدن اسلامى » و استاد محمّد حسين هيكل در صفحهء 104 « حياة محمّد » چاپ اول اين حديث را آوردهاند . همهء رجال اين حديث ، ثقهاند ، مگر « ابو مريم عبد الغفار بن قاسم » كه اهل سنت وى را به جهت تشيّعش ، تضعيف كردهاند ، ليكن ابن عقده او را ثنا گفته و به طورى كه در صفحه 43 جلد چهارم « لسان الميزان » آمده ، در ستايش و مدح او مبالغه كرده است ، حافظان ياد شدهء بالا نيز ، احاديث را به ابى مريم اسناد داده و از او روايت كردهاند ، و اينان اساتيد حديث و پيشوايان اثر و مراجع جرح و تعديل و رفض و احتجاجاند و هيچ كدام ، اين حديث را از اين جهت كه ابى مريم در اسناد آن جائى دارد ، متّهم ، به ضعف و غمز نكردهاند و همگان در دلائل نبوت و خصائص پيغمبر به آن استدلال نمودهاند . و ابو جعفر اسكافى و شهاب الدين خفاجى نيز ، همانطور كه شنيدى ، آن را صحيح دانستهاند . و سيوطى در جمع الجوامع خويش بطورى كه در صفحه 396 جلد 6 ترتيب آن آمده تصحيح اين حديث را از ابن جرير طبرى آورده علاوه بر اين حديث با سند ديگرى كه همهء رجال آن ثقهاند و خواهد آمد ، نيز وارد شده و احمد در صفحهء 11 جلد 1 مسند خويش آن را بسند رجالش كه شريك و اعمش و منهال و عباد و همه بىگفتگو از رجال صحاحاند ، آورده است . و از ابن تيميه جاى تعجب نيست ، كه به ساختگى بودن اين حديث حكم كرده باشد ، چه وى مردى متعصب و كينه توز است و از عادات وى ، انكار مسلمات و رد ضروريات است و زورگوئيهاى او معروف مىباشد . و محققان به خوبى آگاهند كه مدار نادرستى حديثى در نزد وى ، اين است كه آن حديث متضمن فضائل خاندان پاك نهاد پيغمبر باشد .